یادداشت بداهه ۸
سلام. ساعت ۱۳:۱۷ است. البته از ساعت ۱۳:۱۵ شروع کردم به نوشتن ولی این دو دقیقه رو داشتم دنبال آدرس این وبسایت که داخلش متن های مارکدان رو به فارسی مینویسم میگشتم.
از آخرین باری که نوشتم حدود ۲ ماه میگذره. حقیقتش اینه که در تقریبا یکماه گذشته حالم خیلی خوب بوده. تازه، کار هم پیدا کردم! :)
از کارم بخوام بگم، واقعا جذابه و دوستش دارم ولی در عین حال راحت هم نیست. همین الآن که دارم این متن رو مینویسم برای اینه که از کار کردن فرار کنم. ۲ روز اخیر کارهام رو عقب انداختم و امروز جبرانشون میکنم. به طرز شگفتآوری تونستم با حال بدم مبارزه کنم و توی این چند وقت اخیر میتونم با خوشحالی بگم که تقریبا حالم بد نشده اصلا :)
روزها با آرامش و انگیزه بیدار میشم و شب ها هم با اینکه کمی غمگین میشم اما آرامش و انگیزهم رو از دست نمیدم. برنامه خوبی برای رفع کردن مشکلات دارم و اینبار برخلاف دفعات قبل صرفا «برنامه» نیست. پشتش انگیزه هست و انجامشون خواهم داد. بهتر خواهم شد و پیشرفت هایی که تا الآن نکردم رو نه تنها جبران میکنم بلکه از برنامه جلو هم میزنم.
خبر دیگه اگر بخوام بدم اینه که اولین نسخه از نرمافزار «[نامش حذف شد]» رو منتشر کردم. فعلا که بچه های دانشکده خودمون خیلی استقبال نکردن و خب طبیعی هم هست به چند دلیل:
- دانشجوهای این دانشگاه خیلی بی ذوق هستن
- برنامه فعلا اونقدری کارایی نداره که همه بخوان اجراش کنن
اطلاعات بیشتر از نرمافزار [نامش حذف شد] در این لینک[لینک حذف شد] هست.
نسخه 15.3 اوپن سوزه هم منتشر شد ولی هنوز آپدیت نکردم چون گویا با مخزن packman هنوز همگام نشده و ممکنه مشکلی ایجاد بکنه. منتظر اونم هستم به شدت.
در نهایت، پیش به سوی روزهای بهتر که خودم قراره بسازمشون :)