یادداشت بداهه: کشمکش درونی ۱
بعداً اگر وقت کنم حتما نحوه تاریخ گذاری وبلاگم رو باید تغییر بدم که فارسی بشه(درحال حاضر انگلیسیه). جالبه، من عملا هیچکاری نمیکنم اما هیچوقت هم وقت ندارم.
جالبتر اینکه این افکاری که همیشه به ذهن من فشار میآورند، زمانی که دست به کیبورد میشوم گویی به یک دیوار گچی تبدیل میشوند. احتمالا بخاطر تایپ کردن است. این مشکل را با نوشتن روی کاغذ ندارم. پس چگونه افکارم را بنویسم؟ برایم سخت است که یکبار روی کاغذ بنویسم و دوباره تایپشان کنم. بهرحال، سوال اصلی این است:
من کیستم؟
تقریبا هیچگاه پاسخی قانع کننده برایش پیدا نکردم. سوال بعدی:
چه میخواهم؟
آرامش. سکوت. آرامش. سکوت. رضایت. فهم. دانش.
فقط میدانم که باید در جایی -تنها- پنهان شوم تا آرامش و تمرکز لازم را بدست بیآورم. وجود داشتن چه مشکل است! وزنهٔ این بار سنگین بر دوش من سنگینی میکند درحالی که به نظر، دیگران به راحتی این بار را حمل میکنند و کمتر کسی حتی متوجه وجود این بار میشود. سوال این است:
مشکل از من نیست؟